السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

314

تفسير الميزان ( فارسي )

اينكه هر كسى و هر انسانى عادتا مىداند چه خورده و در خانه خود چه چيزى را ذخيره كرده است . و اگر اين يك معجزه را مقيد به اذن خدا نكرد ، با اينكه مىدانيم هيچ معجزه اى ( بلكه هيچ عملى ) بدون اذن خدا تحقق نمىيابد ، هم چنان كه فرمود : « وَما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّه » « 1 » ، براى اين بوده كه از اين معجزه تعبير كرده بود به خبر دادن . و خبر دادن ، غير از خلق نمودن و زنده كردن است كه حقيقتا فعل خدا است و اگر به عيسى منسوب شود با اذن او خواهد بود . و خبر دادن فعل خداى تعالى و لايق به ساحت قدس او نيست ، بدين جهت فقط اين معجزه را مقيد به اذن خدا نكرد . علاوه بر اينكه مساله خلق و احياء اين تفاوت را هم با اخبار به غيب دارد كه در دو معجزه اولى خطر گمراه شدن مردم بيشتر است ، مردم وقتى ببينند كسى مرده را زنده مىكند و بدون شكافتن قبر با بيل و كلنگ از قبر در مىآورد و يا از گل مرغى درست مىكند و آن را زنده مىكند و پرواز مىدهد ، با مختصر وسوسه و مغلطه اى به ذهنشان مىرسد كه اين شخص خدا است ، به خلاف از غيب خبر دادن كه در نظر مردم ساده ، امرى مبتذل و پيش پا افتاده است و آن را براى هر كسى كه رياضت بكشد و براى هر كاهن و شعبده بازى ممكن مىداند ، لذا لازم بود در آن دو معجزه اول اذن خدا را قيد كند تا بيننده در مورد آن جناب ، قائل به الوهيت نشود . و در سومى يعنى اخبار به غيب ، لزومى نداشت و همچنين در شفا دادن اكمه و ابرص كه در اين سه معجزه كافى بود كه تنها بفهماند اين اعمال شعبده بازان نيست ، بلكه آيتى است از ناحيه خداى تعالى ، آن هم در برابر مردمى كه ادعاى ايمان مىكنند و به همين جهت در آخر كلامش فرمود : * ( « إِنَّ فِي ذلِكَ لآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ » ) * ، يعنى اگر شما در ادعايتان ( كه ايمان داريم ) راست بگوئيد اين معجزات براى شما كافى است . * ( « وَمُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَلأُحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ » ) * اين آيه شريفه عطف است به جمله : * ( « وَرَسُولًا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ » ) * ، خواهيد پرسيد : جمله معطوف عليه يعنى « رسولا . . . » در سياقى قرار گرفته كه عيسى ع در آن غايب فرض شده و مىفرمايد : « خدا به او كتاب و حكمت و تورات و انجيل آموخته در حالى كه او را به سوى بنى اسرائيل گسيل داشته » و جمله معطوف يعنى « و مصدقا . . . » در سياقى است كه خود عيسى متكلم است ، مىگويد : من چنين و چنانم با اين حال چگونه ممكن است اين دو سياق به هم

--> ( 1 ) هيچ رسولى نمىتواند معجزه اى بياورد مگر به اذن خدا . « سوره مؤمن ، آيه 78 » .